سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
494
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
پروردگار جهان هرگز فراموش نخواهم كرد ! ( 1 ) اين پدر من از بيست سال قبل مبتلا به بيمارى بود و به قدرى نماز خواند تا زمينگير شد و آن قدر روزه گرفت تا كمرش خميده شد و به قدرى گريه كرد كه در اثر گريهء زياد نابينا شد و از خدا آرزوى ديدار تو را داشت و مىگفت : يك بار در مجلس ابو عامر حضور داشتم او فكر مردهء مرا زنده كرد و رشتهء خواب غفلت مرا پاره كرد و اگر يك بار ديگر سخن او را مىشنيدم ، مرا از پا درمىآورد ، پس خدا به خاطر اين موعظهات به تو جزاى خير دهد و به خاطر نعمت حكمتى كه به تو داده تو را بهرهمند گرداند براستى كه او را از آن حالى كه داشت آسوده كردى . آنگاه خودش را روى بدن پدرش افكند و بر چشمان او بوسه زد ، و مىگريست و مىگفت : اى پدر عزيزم ! اى كه در اثر گريهء زياد از ترس گناه چشمانت نابينا شد ، اى پدر ! اى پدر عزيزم ! اى آن كه ياد عذاب پروردگارش او را از پا در آورد ، پدر ! اى پدر عزيز ! اى آن كه ياد پروردگارش به خرمن حيات او آتش زد ! پدر ! اى پدر مهربان ! اى كه همواره مىسوختى و مىگريستى و همدم استغفار و نيايش بودى ! اى كشتهء تذكّردهندگان و خطيبان ! و اى به خاك افتادهء ( تيغ زبان وعظ ) واعظان و حكيمان ! ( 2 ) ابو عامر مىگويد : به وى گفتم : اى دخترى كه به حال خود مىگريى و بر سوك پدر نشستهاى ، پدرت از اين عالم رفت و بدرود زندگى گفت و قدم به عالم جزا نهاد و هر عملى كه كرده بود پاداش او را ديد و در نامهء عملى كه نزد پروردگار دارد تمام اعمال او برايش ثبت است و بررسى مىشود و چيزى فراموش نمىشود اگر نيكوكار بود ، در پيشگاه خدا مقرّب است و اگر گنهكار بود به سراى غم و اندوه وارد گشته است ! دخترك با شنيدن اين سخنان همچون پدرش فريادى از دل برآورد و عرق بر جبينش نشست ، من به سرعت به جانب مسجد پيامبر ( ص ) شتافتم و به نماز پناه بردم و خدمتگزار مسجد را از جريان او مطّلع كردم ، او گفت : اين مرد بينا بود و از سهم مقدّر خويش از روزيى كه براى او مقرّر شده بود برخوردار شد . ( 3 ) نقل است كه فردى يهودى در يك راه عمومى با مردى دوست شد از او دربارهء اخلاص در توكل پرسيد و نيز در مورد وفاى دوست شفيق و راجع به رسيدن به مقصود از راه توكّل از مولايمان صادق ( ع ) سؤال كرد و او چيزى به اين مضمون گفت كه گفتهء ما بر آن صدق مىكند ، گفت : « هر كه حاجت خود را به مخلوقى عرضه مىكند ، بايد قبل از آن به خدا